IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جیمز ام.کین
ویرایش
-
مترجم
مرجان بخت مینو
صفحات
148 صفحه
انتشارات
وزن
195 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب پستچی همیشه دو بار زنگ می زند

معرفی کتاب پستچی همیشه دو بار زنگ می زند

نویسنده جیمز ام.کین
مترجم مرجان بخت مینو
انتشارات مینو
موجود
رقعی
1404
172,000
کتاب پستچی همیشه دو بار زنگ می زند(مینو) @، اثر جیمز ام.کین، با ترجمه‌ی مرجان بخت مینو، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب پستچی همیشه دو بار زنگ می زند

معرفی کتاب پستچی همیشه دو بار زنگ می زند

موجود
رقعی
1404
کتاب پستچی همیشه دو بار زنگ می زند(مینو) @، اثر جیمز ام.کین، با ترجمه‌ی مرجان بخت مینو، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات مینو، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 2,000 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

172,000

پستچی همیشه دو بار زنگ می زند

اثر جیمز ام.کین

مشخصات محصول

نویسنده
جیمز ام.کین
ویرایش
-
مترجم
مرجان بخت مینو
صفحات
148 صفحه
انتشارات
وزن
195 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

از ساختمان خارج شدیم و چون نمی توانستم راه بروم یک تاکسی گرفتیم و مستقیم به بانک رفتیم تا مبلغ چک را در حساب بگذاریم. سپس به گل فروشی رفتیم و دو دسته گل بزرگ خریدیم و به مراسم تدفین یونانی رفتیم. مسخره بود که دو روز پس از مرگ می خواستند او را دفن کنند. مراسم تدفین در یک کلیسای یونانی برگزار شد و عده ی زیادی به آنجا آمده بودند که تعدادی از آن ها یونانی بودند و هر از گاهی در مهمانخانه می دیدمشان. وقتی وارد کلیسا شدیم به سردی کورا را تحویل گرفتند و او را روی نیمکت ردیف سوم نشاندند. خوب متوجه بودم که دارند ما را نگاه می کنند، با خودم می اندیشیدم اگر آن ها بخواهند در مورد ما یاوه گویی کنند چه کار باید بکنم. آن ها دوستان نیک بودند نه دوستان ما. اما دیدم که خیلی زود روزنامه ی بعدازظهر پخش شد که در آن با تیتری بزرگ نوشته بودند کورا بی گناه است. آن هنگام دربان کلیسا با دیدن این مطلب به طرف ما آمد و ما را به ردیف اول راهنمایی کرد. کشیشی که موعظه می کرد از زشتی و بدی این جنایت گفت اما یک نفر بلند شد و چیزی در گوشش زمزمه کرد و روزنامه را نشانش داد. کشیش به ناچار موعظه اش را بدون محکوم کردن این جنایت بیان نمود و بحث را با تسلیت گفتن به بیوه ی نیک و دوستانش عوض کرد. کورا و بقیه نیز با تکان دادن سر جواب دادند. وقتی که می خواستیم به حیاط کلیسا که قبرها در آنجا بود برویم، چند نفر زیر بغل کورا را گرفتند و چند نفر نیز به من کمک کردند تا از آنجا خارج شویم. وقتی که داشتند نیک را دفن می کردند، های های گریستم. شعرهایی هم در مدح و ثنای او خواندم. این اشعار در مواقعی کاربرد دارد که عزیزی را از دست داده باشی مثل من که نیک را از دست داده بودم. در پایان جمعیت سرودی را خواندند که تاکنون بیش از صدبار از خود نیک شنیده بودند و این سرود، پایانی بر شعرخوانی من بود. دسته گل ها را طوری روی زمین گذاشتم که تصور کنند موقع رفتن است.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک