IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
پاتریک مودیانو
ویرایش
-
مترجم
فرخ وهاب زاده
صفحات
-
انتشارات
وزن
650 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب جوهر نامرئی نشر نقره

جوهر نامرئی

نویسنده پاتریک مودیانو
مترجم فرخ وهاب زاده
انتشارات نقره
ناموجود
رقعی
1400

معرفی محصول

این تنها بازمانده چیزی است که از آژانس اوت برایم باقی مانده، تنها ردپای عبور من از میان اتاق های آپارتمانی قدیمی با پنجره هایی که رو به حیاط باز می شدند. من بیست سالی بیشتر نداشتم. دفتر اوت که در اتاقی در انتهای آپارتمانی بود که کمد بایگانی در آن قرار داشت. حالا چرا این پرونده و نه یک پرونده دیگر؟ حتماً به خاطر همان جاهای خالی سفید. اصلاً هیچ وقت حل می شد؟ این تنها ماجرای حل نشده بود که آن شب در موردش با من صحبت کرد و به قول خودش، من را به طور آزمایشی روی این پرونده گذاشت و چند ماه بعد، یک شب حوالی همان ساعت ها، بعد از خداحافظی با اوت و قبل از اینکه آژانس را برای همیشه ترک کنم، فیش داخل پوشه آبی آسمانی را که روی میز رها شده بود، بدون اینکه متوجه شود، یواشکی داخل کیف دستی ام انداختم. به عنوان یادگاری.

کتاب جوهر نامرئی نشر نقره

جوهر نامرئی

ناموجود
رقعی
1400

معرفی محصول

این تنها بازمانده چیزی است که از آژانس اوت برایم باقی مانده، تنها ردپای عبور من از میان اتاق های آپارتمانی قدیمی با پنجره هایی که رو به حیاط باز می شدند. من بیست سالی بیشتر نداشتم. دفتر اوت که در اتاقی در انتهای آپارتمانی بود که کمد بایگانی در آن قرار داشت. حالا چرا این پرونده و نه یک پرونده دیگر؟ حتماً به خاطر همان جاهای خالی سفید. اصلاً هیچ وقت حل می شد؟ این تنها ماجرای حل نشده بود که آن شب در موردش با من صحبت کرد و به قول خودش، من را به طور آزمایشی روی این پرونده گذاشت و چند ماه بعد، یک شب حوالی همان ساعت ها، بعد از خداحافظی با اوت و قبل از اینکه آژانس را برای همیشه ترک کنم، فیش داخل پوشه آبی آسمانی را که روی میز رها شده بود، بدون اینکه متوجه شود، یواشکی داخل کیف دستی ام انداختم. به عنوان یادگاری.

جوهر نامرئی نشر نقره

اثر پاتریک مودیانو

مشخصات محصول

نویسنده
پاتریک مودیانو
ویرایش
-
مترجم
فرخ وهاب زاده
صفحات
-
انتشارات
وزن
650 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
-

چکیده

این تنها بازمانده چیزی است که از آژانس اوت برایم باقی مانده، تنها ردپای عبور من از میان اتاق های آپارتمانی قدیمی با پنجره هایی که رو به حیاط باز می شدند. من بیست سالی بیشتر نداشتم. دفتر اوت که در اتاقی در انتهای آپارتمانی بود که کمد بایگانی در آن قرار داشت. حالا چرا این پرونده و نه یک پرونده دیگر؟ حتماً به خاطر همان جاهای خالی سفید. اصلاً هیچ وقت حل می شد؟ این تنها ماجرای حل نشده بود که آن شب در موردش با من صحبت کرد و به قول خودش، من را به طور آزمایشی روی این پرونده گذاشت و چند ماه بعد، یک شب حوالی همان ساعت ها، بعد از خداحافظی با اوت و قبل از اینکه آژانس را برای همیشه ترک کنم، فیش داخل پوشه آبی آسمانی را که روی میز رها شده بود، بدون اینکه متوجه شود، یواشکی داخل کیف دستی ام انداختم. به عنوان یادگاری.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…