IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمد اکبری
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
116 صفحه
انتشارات
وزن
148 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب سال ورزایی قطع پالتویی

سال ورزایی

نویسنده محمد اکبری
انتشارات پیدایش
موجود
پالتوئی
1398
108,000

معرفی محصول

«سال ورزایی»، روایت دلدادگی است. دلدادگی دو نفر در روستای فراموش شده در بخش «سنگر» از توابع رشت، روایت آدم های خاکستری بازمانده ي خان و خان بازی که هنوز هیاهوی سال های 1356 و 1357 در ذهنشان هست و پاک نشده است. «ستار»، دمغ بود، انتظار باخت «ورزایش» (گاوش) را نداشت. باخته بود اما باور باخت سخت بود، حس سرشکستگی داشت، برای همین با دل پُری تفنگ دولول دو عقاب ترکش را برداشت، تمیز کرد، روغن مالی کرد، قنداق را برق انداخت، و به متلک های پدرش وقعی نگذاشت. پدرش سر اینکه ورزای ستار از ورزای «کاسی» شکست خورده، ناراحت است. ستار به بهانه شکار بلند می شود و در هوای بورانی راه بیرون از خانه را پیش می گیرد و... .

کتاب سال ورزایی قطع پالتویی

سال ورزایی

موجود
پالتوئی
1398

معرفی محصول

«سال ورزایی»، روایت دلدادگی است. دلدادگی دو نفر در روستای فراموش شده در بخش «سنگر» از توابع رشت، روایت آدم های خاکستری بازمانده ي خان و خان بازی که هنوز هیاهوی سال های 1356 و 1357 در ذهنشان هست و پاک نشده است. «ستار»، دمغ بود، انتظار باخت «ورزایش» (گاوش) را نداشت. باخته بود اما باور باخت سخت بود، حس سرشکستگی داشت، برای همین با دل پُری تفنگ دولول دو عقاب ترکش را برداشت، تمیز کرد، روغن مالی کرد، قنداق را برق انداخت، و به متلک های پدرش وقعی نگذاشت. پدرش سر اینکه ورزای ستار از ورزای «کاسی» شکست خورده، ناراحت است. ستار به بهانه شکار بلند می شود و در هوای بورانی راه بیرون از خانه را پیش می گیرد و... .

108,000

سال ورزایی قطع پالتویی

اثر محمد اکبری

مشخصات محصول

نویسنده
محمد اکبری
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
116 صفحه
انتشارات
وزن
148 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

«سال ورزایی»، روایت دلدادگی است. دلدادگی دو نفر در روستای فراموش شده در بخش «سنگر» از توابع رشت، روایت آدم های خاکستری بازمانده ي خان و خان بازی که هنوز هیاهوی سال های 1356 و 1357 در ذهنشان هست و پاک نشده است. «ستار»، دمغ بود، انتظار باخت «ورزایش» (گاوش) را نداشت. باخته بود اما باور باخت سخت بود، حس سرشکستگی داشت، برای همین با دل پُری تفنگ دولول دو عقاب ترکش را برداشت، تمیز کرد، روغن مالی کرد، قنداق را برق انداخت، و به متلک های پدرش وقعی نگذاشت. پدرش سر اینکه ورزای ستار از ورزای «کاسی» شکست خورده، ناراحت است. ستار به بهانه شکار بلند می شود و در هوای بورانی راه بیرون از خانه را پیش می گیرد و... .

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک