IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
میلاد ظریف
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
128 صفحه
انتشارات
وزن
159 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1392
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب در کفن خاکستر

معرفی کتاب در کفن خاکستر

نویسنده میلاد ظریف
انتشارات روزنه
موجود
رقعی
1392
130,000

معرفی محصول

کتاب حاضر، مشتمل بر ده داستان کوتاه فارسی با عنوان های «ام کلثوم را که شط برد»، «یک تکه دیوار پلیتی پالایشگاه»، «تاریخچه جنگ»، «در کفن خاکستر»، «دربه در پشت بام»، «در کفن خاک»، «داستان شده ام»، «در کفن حفره»، «سایه سبز تالوس های زاینده رود» و «خاطره ای از کومودور 64» است. در بخشی از داستان می خوانیم: «آب مزه خرما می دهد، دهانم مشت شده است، پشت سر مرد عرب نخلی که شبیه مادرم است دارد نگاهم می کند. لبخند کم رنگی دارد، سعی می کنم برایش دست تکان دهم. دارد دود بلند می شود. در آب فرورفته ام، ته ته شط، آنجا که دختر خرمایی روی ملافه سفید دونفره دراز کشیده است. حس می کنم، سردش است».

کتاب در کفن خاکستر

معرفی کتاب در کفن خاکستر

موجود
رقعی
1392

معرفی محصول

کتاب حاضر، مشتمل بر ده داستان کوتاه فارسی با عنوان های «ام کلثوم را که شط برد»، «یک تکه دیوار پلیتی پالایشگاه»، «تاریخچه جنگ»، «در کفن خاکستر»، «دربه در پشت بام»، «در کفن خاک»، «داستان شده ام»، «در کفن حفره»، «سایه سبز تالوس های زاینده رود» و «خاطره ای از کومودور 64» است. در بخشی از داستان می خوانیم: «آب مزه خرما می دهد، دهانم مشت شده است، پشت سر مرد عرب نخلی که شبیه مادرم است دارد نگاهم می کند. لبخند کم رنگی دارد، سعی می کنم برایش دست تکان دهم. دارد دود بلند می شود. در آب فرورفته ام، ته ته شط، آنجا که دختر خرمایی روی ملافه سفید دونفره دراز کشیده است. حس می کنم، سردش است».

130,000

در کفن خاکستر

اثر میلاد ظریف

مشخصات محصول

نویسنده
میلاد ظریف
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
128 صفحه
انتشارات
وزن
159 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1392
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، مشتمل بر ده داستان کوتاه فارسی با عنوان های «ام کلثوم را که شط برد»، «یک تکه دیوار پلیتی پالایشگاه»، «تاریخچه جنگ»، «در کفن خاکستر»، «دربه در پشت بام»، «در کفن خاک»، «داستان شده ام»، «در کفن حفره»، «سایه سبز تالوس های زاینده رود» و «خاطره ای از کومودور 64» است. در بخشی از داستان می خوانیم: «آب مزه خرما می دهد، دهانم مشت شده است، پشت سر مرد عرب نخلی که شبیه مادرم است دارد نگاهم می کند. لبخند کم رنگی دارد، سعی می کنم برایش دست تکان دهم. دارد دود بلند می شود. در آب فرورفته ام، ته ته شط، آنجا که دختر خرمایی روی ملافه سفید دونفره دراز کشیده است. حس می کنم، سردش است».

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک