IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اریک امانوئل اشمیت
ویرایش
-
مترجم
مرتضی ثاقب فر
صفحات
84 صفحه
انتشارات
وزن
80 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1383
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب اسکار و مادام رز

اسکار و مادام رز

نویسنده اریک امانوئل اشمیت
مترجم مرتضی ثاقب فر
انتشارات عطائی
موجود
پالتوئی
1383
17% 150,000
124,500
کتاب اسکار و مادام رز، اثر اریک امانوئل اشمیت، با ترجمه‌ی مرتضی ثاقب فر، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب اسکار و مادام رز

اسکار و مادام رز

موجود
پالتوئی
1383
کتاب اسکار و مادام رز، اثر اریک امانوئل اشمیت، با ترجمه‌ی مرتضی ثاقب فر، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1383 توسط انتشارات عطائی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی پالتوئی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 150,000

124,500

اسکار و مادام رز

اثر اریک امانوئل اشمیت

مشخصات محصول

نویسنده
اریک امانوئل اشمیت
ویرایش
-
مترجم
مرتضی ثاقب فر
صفحات
84 صفحه
انتشارات
وزن
80 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1383
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

دست مریزاد، همه چی درست شد، من ازدواج کردم. امروز ۲۱ دسامبر است، من دارم سی ساله می شوم و ازدواج کرده ام. من و پگی بلو، به عنوان دو تا بچه، تصمیمی گرفتیم که نتیجه اش بعد معلوم می شود. اما به هر حال تصور می کنم او آمادگی نداشت. دیشب را با هم گذراندیم. حدود ساعت یک صبح صدای نالۀ پگی بلو را شنیدم. این مرا از جا پراند. نکنه اشباح باشند! من به او قول داده بودم مواظبش باشم ولی حالا اشباح داشتند شکنجه اش می دادند. حتماً پگی فکر می کند که من آدم مسخره ای هستم و دیگر با من حرف نخواهد زد و حق هم دارد. بلند شدم و به طرف صدا راه افتادم. به در اتاق پگی که رسیدم او را دیدم که روی تختش نشسته و از دیدن من غافلگیر شد و ماتش برد. من هم از دیدن او تعجب کردم، زیرا به من زُل زده بود، دهانش بسته بود و صدای ناله و فریاد از جای دیگری می آمد. پس به راهم تا اتاق بعدی ادامه دادم و فهمیدم این ژامبون است که از سوزش سوختگی هایش به خود می پیچد و زوزه می کشد. این منظره لحظه ای مرا دچار عذاب وجدان کرد و به یاد روزهایی افتادم که خانه مان و سگ و گربه را آتش زده و حتی ماهی قرمزهای کوچولو را کباب کرده بودم و فکر کردم این حیوانات بیچاره چقدر باید زجر کشیده باشند، اما سپس کوشیدم این خاطرات بد را از ذهنم دور کنم، گرچه ژامبون بیچاره با وجود پیوندها و پمادها و داروها هنوز درد می کشید. پس از چند لحظه ژامبون همان طور که در جای خود مچاله شده بود، دست از ناله کردن کشید. و من پیش پگی بلو برگشتم. -پس تو نبودی پگی؟ همیشه فکر می کردم تویی که شب ها ناله می کنی. -من هم فکر می کردم تویی. دیگر هیچ کدام به جریانی که اتفاق افتاده بود اشاره ای نکردیم و فهمیدیم که از مدت ها پیش هریک به دیگری فکر می کرده است. پگی بلو رنگش آبی تر شده بود و این بدان معنا بود که خیلی ناراحت است. -حالا چه کار می کنی، اسکار؟ -تو حالا چه کار می کنی پگی؟ عجیب است که دو نفر این همه نقاط مشترک و افکار و سؤالات یکسان داشته باشند. مشاهده آثار اریک امانوئل اشمیت

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک