IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آدولف بیوئی کاسارس
ویرایش
-
مترجم
رامین ناصرنصیر
صفحات
288 صفحه
انتشارات
وزن
165 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب خاطرات جنگ خوک

معرفی کتاب خاطرات جنگ خوک

نویسنده آدولف بیوئی کاسارس
مترجم رامین ناصرنصیر
انتشارات خوب
موجود
جیبی
1404
17% 490,000
406,700
کتاب خاطرات جنگ خوک، اثر آدولف بیوئی کاسارس، با ترجمه‌ی رامین ناصرنصیر، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب خاطرات جنگ خوک

معرفی کتاب خاطرات جنگ خوک

موجود
جیبی
1404
کتاب خاطرات جنگ خوک، اثر آدولف بیوئی کاسارس، با ترجمه‌ی رامین ناصرنصیر، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات خوب، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی جیبی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 490,000

406,700

خاطرات جنگ خوک

اثر آدولف بیوئی کاسارس

مشخصات محصول

نویسنده
آدولف بیوئی کاسارس
ویرایش
-
مترجم
رامین ناصرنصیر
صفحات
288 صفحه
انتشارات
وزن
165 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

خاطرات جنگ خوک مصاف جوان ها و پیرهاست. ایسیدرو ویدال، مردی بازنشسته و نه چندان پرشور، یک روز صبح خود و دوستانش را در میانه ی جنگی غیررسمی می یابد؛ جنگی که در آن جوان ها به جان پیرها افتاده اند، تهدیدشان می کنند و حتی آن ها را می کشند. پیرها شده اند نماد شکست و خمودگی جامعه ی دیکتاتورزده و جوان ها دیگر توان تحملشان را از دست داده اند، اما ویدال نمی خواهد تن به این جنگ دهد، نمی خواهد پیری را بپذیرد، نمی خواهد کشته شود. آدولفو بیوئی کاسارس، نویسنده، مترجم و روزنامه نگار آرژانتینی، همکار و دوست صمیمی خورخه لوئیس بورخس بود. عمده ی شهرت این نویسنده به خاطر رمان درخشان ابداع مورل است که بورخس آن را «شاهکار کامل» می خواند.

گوشه ای از کتاب

هر چند حالا باور نکردنی به نظر میرسد. اوج ماجرا بعد از ظهری بود که بی آنکه بداند چطور خودش را در آغوش دختری به نام نلیدا دید، که مادرش خانم کارمن، در خانه های شمال شهر آشپزی می کرد. نلیدا همراه مادرش در سالن جلویی طبقه دوم عمارت زندگی میکرد همان جایی که حالا خیاط خانه شده بود. بر حسب تصادف خاطره اش از آخر عاقبت آن رابطه عاشقانه، خاطره ای دیگر را در ذهنش تداعی کرد که برای ویدال آزاردهنده خودش هم درست نمی دانست چرا و چندش آور بود خاطره پیرمردی برانگیخته و مست که با چاقویی بلند و برهنه دنبال خانم کارمن افتاده بود هنوز هم در صندوقچه ای که اشیای قدیمی و یادگارهای پدر و مادرش را نگهداری میکرد عکسی را که از او و نلیدا در باغ رز گرفته بودند و روبان ابریشمی رنگ و رو رفته او را نگه داشته بود. زمانه عوض شده بود. آن وقت ها اگر دم مستراح با زنی برخورد میکرد هر دو می زدند زیر خنده؛ حالا اگر چنین وضعی پیش می آمد عذرخواهی میکرد و تندی میزد به چاک تا یک وقت فکر نکنند آدم منحرفی است یا از آن هم بدتر شاید همین آگاهی از وخامت وضعیت اجتماعی اش بود که او را وا می داشت به گذشته بیاویزد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک