IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمد یعقوبی
ویرایش
-
مترجم
مترجم احسان رئیسی
صفحات
97 صفحه
انتشارات
وزن
142 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قرمز و دیگران اگر می دانید چرا زنده اید با من حرف بزنید

معرفی کتاب قرمز و دیگران اگر می دانید چرا زنده اید با من حرف بزنید

نویسنده محمد یعقوبی
مترجم مترجم احسان رئیسی
انتشارات افراز
ناموجود
رقعی
1397
کتاب قرمز و دیگران:اگر می دانید چرا زنده اید،با من حرف بزنید (ایران این روزها...17)، اثر محمد یعقوبی، با ترجمه‌ی مترجم احسان رئیسی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب قرمز و دیگران اگر می دانید چرا زنده اید با من حرف بزنید

معرفی کتاب قرمز و دیگران اگر می دانید چرا زنده اید با من حرف بزنید

ناموجود
رقعی
1397
کتاب قرمز و دیگران:اگر می دانید چرا زنده اید،با من حرف بزنید (ایران این روزها...17)، اثر محمد یعقوبی، با ترجمه‌ی مترجم احسان رئیسی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1397 توسط انتشارات افراز، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

قرمز و دیگران اگر می دانید چرا زنده اید با من حرف بزنید

اثر محمد یعقوبی

مشخصات محصول

نویسنده
محمد یعقوبی
ویرایش
-
مترجم
مترجم احسان رئیسی
صفحات
97 صفحه
انتشارات
وزن
142 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

۱٫پارکی در تهران، دهه ی هفتاد خورشیدی یکی روی نیمکتی خوابیده، یکی روی نیمکتی دیگر روزنامه می خواند. یکی… روی یک نیمکت هم مردی سراپا قرمز نشسته است، مردی چهل و چند ساله. یک تکه مقوا در دست دارد که روی آن با خط قرمز نوشته شده: اگر می خواهید خود را بکشید با من حرف بزنید. ۲٫ناهید ناهید روی نیمکت نشسته است. نرگس چادر مشکی به سر و عینک آفتابی به چشم به ناهید نزدیک می شود. نگاه ناهید به سمت سمت دیگر پارک است. نرگس کنار ناهید می نشیند. نرگس: سلام ناهید ]ناهید به سرعت از روی نیمکت برمی خیزد که برود. نرگس دست اش را می گیرد[ بشین. من تنهام. ناهید: جونِ مامان دروغ نمی گی؟ نرگس: نه به قرآن مجید. ناهید: مواظب بودی کسی دنبال ت نکنه؟ نرگس: آره. ناهید: چه جوری پیدام کردی؟ نرگس: مهران عکس ت رو داده توی روزنامه چاپ کرده ن. ناهید: کی چاپ شده؟ نرگس: دیروز. نوشته شده تو اختلال حواس داری، مدتیه از خونه اومدی بیرون و دیگه پیدات نشده. تلفن خونه تون و خونه ی مامان این ها رو داده که هر کی تو رو دیده زنگ بزنه. ناهید: می بینی چقدر رذلی ه؟ حالا هر کی من رو ببینه فوری زنگ می زنه به خاطر ثواب ش خبر می ده من رو کجا دیده چون فکر می کنه داره یه خانواده رو از نگرانی نجات می ده دیگه. نمی دونه که داره قبر من رو می کنه. نرگس: شانس آوردی من خونه ی بابا این ها بودم وقتی اون یارو زنگ زد که نشونی تو رو بده گوشی رو من برداشتم. ولی می ترسم همین که من راه افتادم بیام این جا باز یکی دیگه که تو رو دیده زنگ زده باشه نشونی این جا رو داده باشه. با این آرایش غلیظی هم که تو کردی شدی گاو پیشونی سفید. ناهید: برای چی گریه می کنی؟ آدم ها دارن نگاه مون می کنن. نرگس: تو واقعن اون کارها رو کردی ناهید؟ ناهید: آره. نرگس گریه اش می گیرد ناهید: مگه نمی گم گریه نکن. پاشو برو. نرگس: خدا رو شکر که من گوشی رو برداشتم. اگه بابا یا نادر گوشی رو برمی داشتن الان می اومدن این جا تیکه تیکه ت می کردن. بابا گفته اگه ثابت شه ناهید اون کارها رو کرده خودم سرش رو می برم. ناهید: آره دیگه، سر بریدن رو خوب بلدن. نرگس: من نگرانتم ناهید. ناهید: نگران من نباش. من می تونم مشکل م رو تنهایی حل کنم. اما اگه پدر و مادر درست و حسابی داشتیم من الان وضع م این جوری نبود. نرگس: اون بدبخت ها چه تقصیری دارن؟ ناهید: من چند بار از خونه ی اون مرتیکه زدم بیرون اومدم پیش مامان این ها؟ چه قدر بهشون گفتم من دیگه نمی خوام برگردم توی اون خونه؟ اما اون ها هر بار من رو برگردوندن پیش اون. نرگس: دل م برای مامان می سوزه. ناهید: حال ش چطوره؟ نرگس: همه ش غصه می خوره. ناهید: یه کاری برام می کنی؟ نرگس: چه کار کنم؟ ناهید: برو خونه ی ما، از توی کشوی میز توالتم قباله ی ازدواج و شناسنامه ی من و مهران رو بردار بیار برای من.]از کیف خود دسته کلیدی برمی دارد[این کلید کشویی ئه که قباله و شناسنامه ها توشه. این هم کلید در ورودی ساختمانه. این هم کلید آپارتمانه. نرگس: می ترسم یهو مهران سر برسه من رو ببینه. ناهید: اگه الان بری مهران خونه نیست. ولی برای محکم کاری همین که رسیدی سر کوچه مون اول یه زنگ بزن خونه اگه دیدی گوشی رو برنداشت اون وقت برو تو. این کار رو برام می کنی؟ نرگس: قباله و شناسنامه ها رو برای چی می خوای؟ ناهید: می خوام برم خارج. نمی خوام مهران مدرکی داشته باشه که من رو ممنوع الخروج کنه. تا بخواد هم مدرک جور کنه که من زنشم من از این کشور رفتم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…