IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
لیلی کریمان
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
360 صفحه
انتشارات
وزن
306 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب اگر فقط شش ماه...

اگر فقط شش ماه ...

نویسنده لیلی کریمان
انتشارات درنا قلم
موجود
رقعی
1398
120,000

معرفی محصول

رمانی است از لیلی کریمان، نویسنده ای که در حرفه پزشکی و در رشته مامایی نیز مشغول به کار است. کریمان در سال ۱۳۴۲ در تهران به دنیا آمد. او در سالهای جنگ، در دانشگاه، در رشته پزشکی دانشگاه کرمانشاه پذیرفته شد اما به سبب رویداد جنگ و نیز برخی مشکلات موفق نشد تا در آن سال ها تحصیلات آکادمیک خود را دنبال کند تا اینکه چندین سال بعد توانست در رشته مامایی مشغول به تحصیل شود. نخستین داستان لیلی کریمان، داستانی بود به نام آرزو که در واقع سرگذشت یکی از بیماران خودش بود. تازه ترین رمان لیلی کریمان نیز به همت نشر درنا قلم به چاپ رسیده است که در ادامه مسیر نویسندگی او رمانی است عاشقانه و خواندنی.

کتاب اگر فقط شش ماه...

اگر فقط شش ماه ...

موجود
رقعی
1398

معرفی محصول

رمانی است از لیلی کریمان، نویسنده ای که در حرفه پزشکی و در رشته مامایی نیز مشغول به کار است. کریمان در سال ۱۳۴۲ در تهران به دنیا آمد. او در سالهای جنگ، در دانشگاه، در رشته پزشکی دانشگاه کرمانشاه پذیرفته شد اما به سبب رویداد جنگ و نیز برخی مشکلات موفق نشد تا در آن سال ها تحصیلات آکادمیک خود را دنبال کند تا اینکه چندین سال بعد توانست در رشته مامایی مشغول به تحصیل شود. نخستین داستان لیلی کریمان، داستانی بود به نام آرزو که در واقع سرگذشت یکی از بیماران خودش بود. تازه ترین رمان لیلی کریمان نیز به همت نشر درنا قلم به چاپ رسیده است که در ادامه مسیر نویسندگی او رمانی است عاشقانه و خواندنی.

120,000

اگر فقط شش ماه...

اثر لیلی کریمان

مشخصات محصول

نویسنده
لیلی کریمان
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
360 صفحه
انتشارات
وزن
306 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

بسیار پیش می آمد که من ناگهان مورد لطف یا غضب مادرم قرار می گرفتم. گاهی حتی بدون کوچکترین علتی به من زل می زد و بعد با حالتی هیستریک گریه می کرد. این وضع را بخصوص هر سال در روز جشن تولدم داشتیم! اوایل که چیزی نمی فهمیدم و بزرگتر هم که شدم، با خودم فکر می کردم همه ی مادرها در چنین روزی دلتنگ می شوند؛ ولی مسئله این بود که او در روز تولد رویا یا برادرهایم دلتنگ نمی شد! من و گاهی هم فرهاد. فقط. اما تا پای غضب و گریه ی مادرم در میان بود، رویا هیچ مشکلی نداشت و تازه مرا با نگاهش سرزنش هم می کرد که تقصیر توست! ولی به محض این که لطفی از مادرم سر می زد و لبخندی نثارم می کرد، قهر و تهر رویا شروع می شد و آن وقت، وظیفه ی پدرم بود که نگذارد او ناراحت شود و برود موضوع را از دلش در آورد. همان تابستان، ما به کانادا رفتیم و دو ماه هم ماندیم. در واقع کارهای لندینگ مان را انجام دادیم. اواخر شهریور نتایج کنکور را اعلام کردند و ما در کانادا فهمیدیم که رویا در رشته ی پزشکی قبول شده است. آن وقت ها دو کنکور می دادند و شاگردهای درسخوان، دو جا هم قبول می شدند. رویا پزشکی سراسری کرمان قبول شد و پزشکی دانشگاه آزاد تهران. آن اتفاق بزرگ، قطعا مهاجرت ما به کانادا را تحت الشعاع قرار می داد. مخصوصا که رویا کاملا مصمم بود که برگردد و درسش را در ایران ادامه بدهد. آن قدر برای قبولی در آن رشته زحمت کشیده بود که حتی فکرش را هم نمی کرد که از آن صرف نظر کند و برنامه ای برای ادامه تحصیل، حتی در همان رشته، در کانادا بریزد. از طرف دیگر، پدرم هم باید برمی گشت تا ترتیب جمع کردن پول هایش را بدهد. از اول هم قرارمان بر همین بود که همگی با هم برویم ولی ما بمانیم و پدرم برگردد. لازم بود که پدرم خانه مان را بفروشد و دو ماشین مان را و همچنین تکه زمینی را که در اطراف تهران بود و از پدرش به ارث برده بود. باید به قول خودش، تمام پول هایش را یک کاسه می کرد. او همان سال بازنشسته می شد و باید کاهرهای مربوط به مستمری بازنشستگی اش را هم به انجام می رساند. اما اوضاع این طوری چرخید که رویا در چنان رشته ی درخشانی قبول شد و ناگهان گفت که تحت هیچ شرایطی، از آن صرف نظر نمی کند و ما باید برمی گشتیم. مادرم که موقع رفتن و در طول آن دو ماه، خیلی خوشحال و سبکبار به نظر می رسید، دوباره تلخ شد روی ترش کرد. اما چون پای رویا در میان بود و رویا کسی نبود که به خاطر اخم و تَخم مادرم کم بیاورد و از موضع خودش عقبگرد کند، مادرم هم تسلیم شد!

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک