IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
کالین هوور
ویرایش
-
مترجم
فروزنده دولت یاری
صفحات
368 صفحه
انتشارات
وزن
3260 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب حقیقت وریتی نشر مصدق

قیمت قبل

معرفی کتاب حقیقت وریتی نشر مصدق

نویسنده کالین هوور
مترجم فروزنده دولت یاری
انتشارات مصدق
موجود
رقعی
1402
قیمت بازار: 650,000
487,000
کتاب حقیقت (وریتی)، اثر کالین هوور، با ترجمه‌ی فروزنده دولت یاری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب حقیقت وریتی نشر مصدق

معرفی کتاب حقیقت وریتی نشر مصدق

موجود
رقعی
1402
کتاب حقیقت (وریتی)، اثر کالین هوور، با ترجمه‌ی فروزنده دولت یاری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات مصدق، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 650,000

487,000

حقیقت وریتی نشر مصدق

اثر کالین هوور

مشخصات محصول

نویسنده
کالین هوور
ویرایش
-
مترجم
فروزنده دولت یاری
صفحات
368 صفحه
انتشارات
وزن
3260 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

«لوون اشلی»، نویسنده ای است که با مشکلات مالی فراوانی دست و پنجه نرم می کند. روزی به او یک پیشنهاد فوق العاده داده می شود، «جرمی کرافورد»، شوهر نویسنده معروف «وریتی کرافورد» از لوون می خواهد تا کتاب های باقی مانده از یکسری آثار موفق که همسر آسیب دیده او قادر به اتمام آن نیست را به سرانجام برساند. لوون به خانه کرافورد می رود تا برای شروع کارش یادداشت ها و طرح های وریتی را بررسی کند که ناگهان دفترچه روزانه وریتی را می یابد، دفترچه یادداشتی که برای خواندن کسی نوشته نشده است. با خواندن این دفترچه لوون به رازی پی می برد که می تواند خانواده کرافورد را بهم بریزد و... .

گوشه ای از کتاب

فقط ۵ روز از اقامت من در این خانه می گذرد اما به نظر خودم این مدت به اندازه یک سال طول کشیده بود. به نظر می رسد که طول روزها در ورمونت طولانی تر از نیویورک است. صدای میرنا را قبل از ترک منزل شنیدم که به جرمی گفت که امروز وریتی تب داشته است و به همین دلیل او را از رختخواب بیرون نیاورده بود. از این بابت ناراحت نشدم چون در این حالت با حضور خود، او را ناراحت نکرده و یا شاهد حضور او و پرستارش از پنجره اتاق کار نبودم. جرمی روی ایوان پشتی بود. او به تنهایی روی یک صندلی گهواره ای نشسته بود اما به مدت ۱۰ دقیقه تکان نخورد. او کاملاً بی حرکت همان جا نشست! فقط تنها حرکت او این بود که هر چند لحظه یک بار به طور ناخودآگاه پلک می زد. مدتی بود که جرمی همانجا نشسته بود. ای کاش می دانستم چه افکاری از ذهن او می گذشتند. آیا به دخترانش فکر می کرد؟ شاید به همسرش وریتی فکر می کرد؟ آیا او به تغییرات ناگهانی در زندگی اش طی سال های گذشته فکر می کرد؟ طی چند روز گذشته صورتش را اصلاح نکرده بود، بنابراین اکنون ریش او کاملاً بلند شده بود. او حتی با این وضعیت هم خوش قیافه بود و این مقدار از ریش هم به اندازه ته ریش برازنده اش بود؛ اما مطمئن نبودم که اگر ریش او از این هم بلندتر بشود، ظاهرش چگونه خواهد بود. اندکی به جلو خم شدم؛ دستانم را به شکل مشت روی میز وریتی گذاشتم و سپس چانه ام را روی آن گذاشتم. از اینکه تکان خورده بودم، پشیمان شدم چون جرمی متوجه این حرکت شد و سرش را به سمت من چرخاند. نگاهم را به سمت دیگر چرخاندم و سعی کردم خود را مشغول نشان دهم؛ اما کاملاً بدیهی بود که مشغول نگاه کردن به او بودم! به همین دلیل فقط لبخند زدم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک