IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
پل اوانز
ویرایش
-
مترجم
فرانک معنوی امین
صفحات
421 صفحه
انتشارات
وزن
475 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مایکل وی شش

فروش ویژه

سقوط هادس

نویسنده پل اوانز
مترجم فرانک معنوی امین
انتشارات پرتقال
موجود
رقعی
1404
17% 1,200,000
996,000
کتاب مایکل وی 6 (سقوط هادس)، اثر پل اوانز، با ترجمه‌ی فرانک معنوی امین، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
فروش ویژه

کتاب مایکل وی شش

سقوط هادس

موجود
رقعی
1404
کتاب مایکل وی 6 (سقوط هادس)، اثر پل اوانز، با ترجمه‌ی فرانک معنوی امین، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات پرتقال، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 1,200,000

996,000

مایکل وی شش

اثر پل اوانز

مشخصات محصول

نویسنده
پل اوانز
ویرایش
-
مترجم
فرانک معنوی امین
صفحات
421 صفحه
انتشارات
وزن
475 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
کتاب حاضر، داستاني هيجان انگيز است که با زباني ساده و روان نگاشته شده است. در اين داستان مايکل و دوستانش به تايوان مي روند تا دست راست سابقِ الجن، يعني ولچ را نجات بدهند. آن ها قصد دارند ژول، کشتي پول و منبع قدرت الجن را از چنگ آن ها دربياورند. ولچ اطلاعات بسياري از امور داخلي ال…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

کاپیتان ناحیه غرید: به مردم نشون بده که باید با میوه ها چی کار کنن «بله قربان کاپیتان جوخه به سمت یکی از سبدها رفت و گوجه ی بیش از حد رسیده ای را برداشت در حالی که بسیار آهسته صحبت می کرد گفت: شما میوه ها رو به طرف خائن پرتاب میکنین. این جوری» برگشت و گوجه را به سمت کوئنتین انداخت؛ هر چند حداقل چند متری اشتباه کرد و گوجه به میمون کاپوچین درشتی با موهای نقره ای خورد. میمون جیغ کشید، بعد به سمت مخالف قفس پرید و از میله ها بالا رفت.

کاپیتان ناحیه دوباره سرش را به نشانه ی تأسف تکان داد و گفت: «شاید باید یه نفر رو بیاریم که هدف گیریش بهتر باشه.» ببخشین قربان کاپیتان جوخه گوآوای پلاسیده ای برداشت، به سمت قفس رفت و پرتابش کرد میوه به ساق پای کوئنتین خورد. بعد به طرف جمعیت برگشت که هنوز هم بی علاقه به نظر میرسیدند. 
حالا شما میوه بردارین و پرتاب کنین یکی از مردان مسن تر قدمی به جلو گذاشت و یک پاپایا برداشت. به اطراف نگاه کرد و بعد به آن گاز زد. کاپیتان جوخه فریاد کشید نه نخورش پرتابش کن 
مرد همین طور که گاز دیگری به میوه میزد نگاهی کنجکاو به او انداخت.

کاپیتان ناحیه گفت دارن مسخره ت میکنن بعد از دست یکی از نگهبانان مسلسلی را گرفت و چندمتر بالاتر از سر جمعیت شلیک کرد. همه روی زمین افتادند مرد داد کشید دفعه ی بعد پایین تر رو هدف میگیرم حالا پرتاب کنین

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…