IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هانا آرنت
ویرایش
-
مترجم
مریم خدادادی
صفحات
246 صفحه
انتشارات
وزن
268 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب عشق و آگوستین قدیس

عشق و آگوستین قدیس

نویسنده هانا آرنت
مترجم مریم خدادادی
انتشارات بیدگل
موجود
پالتوئی
1405
635,000

معرفی محصول

آرنت در این اثر، تحت تأثیر شیوه فلسفه ورزی استادانش، تفسیری اگزیستانسیال از آگوستین درباره عشق به دست می‌دهد: عشق به مثابه نحوه‌ای از در جهان بودن. او از دو انگاره آگوستینی عشق بهره می‌گیرد: که اولی عشقی تملک جویانه است و دومی، عشقی عاری از خودخواهی. این دو از نگاه آرنت، دو نحوه متفاوت از در جهان بودن هستند. یکی گرفتاری در بند دنیا و دیگری آزادی از هر آن چه رنگ تعلق می‌پذیرد. در مقابل، کاریتاس یعنی عشق به همسایه. آرنت این تعبیر مسیحی را به معنای عشق به همه انسان‌ها می‌داند بی آنکه دل‌بسته‌شان شویم و بی آنکه در اندیشه منفعت خویش باشیم. پرسش آرنت این است که اگر باید بی هیچ دل‌بستگی به انسان‌ها عشق ورزید، چگونه می‌توان اجتماعی از انسان‌ها را تشکیل داد؟ چگونه می‌توان دیگران را دوست داشت و در عین حال، از تعلق خاطر به آن‌ها رها بود؟

کتاب عشق و آگوستین قدیس

عشق و آگوستین قدیس

موجود
پالتوئی
1405

معرفی محصول

آرنت در این اثر، تحت تأثیر شیوه فلسفه ورزی استادانش، تفسیری اگزیستانسیال از آگوستین درباره عشق به دست می‌دهد: عشق به مثابه نحوه‌ای از در جهان بودن. او از دو انگاره آگوستینی عشق بهره می‌گیرد: که اولی عشقی تملک جویانه است و دومی، عشقی عاری از خودخواهی. این دو از نگاه آرنت، دو نحوه متفاوت از در جهان بودن هستند. یکی گرفتاری در بند دنیا و دیگری آزادی از هر آن چه رنگ تعلق می‌پذیرد. در مقابل، کاریتاس یعنی عشق به همسایه. آرنت این تعبیر مسیحی را به معنای عشق به همه انسان‌ها می‌داند بی آنکه دل‌بسته‌شان شویم و بی آنکه در اندیشه منفعت خویش باشیم. پرسش آرنت این است که اگر باید بی هیچ دل‌بستگی به انسان‌ها عشق ورزید، چگونه می‌توان اجتماعی از انسان‌ها را تشکیل داد؟ چگونه می‌توان دیگران را دوست داشت و در عین حال، از تعلق خاطر به آن‌ها رها بود؟

635,000

عشق و آگوستین قدیس

اثر هانا آرنت

مشخصات محصول

نویسنده
هانا آرنت
ویرایش
-
مترجم
مریم خدادادی
صفحات
246 صفحه
انتشارات
وزن
268 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
-

چکیده

آرنت در این اثر، تحت تأثیر شیوه فلسفه ورزی استادانش، تفسیری اگزیستانسیال از آگوستین درباره عشق به دست می دهد: عشق به مثابه نحوه ای از در جهان بودن. او از دو انگاره آگوستینی عشق بهره می گیرد: که اولی عشقی تملک جویانه است و دومی، عشقی عاری از خودخواهی. این دو از نگاه آرنت، دو نحوه متفاوت از در جهان بودن هستند. یکی گرفتاری در بند دنیا و دیگری آزادی از هر آن چه رنگ تعلق می پذیرد. در مقابل، کاریتاس یعنی عشق به همسایه. آرنت این تعبیر مسیحی را به معنای عشق به همه انسان ها می داند بی آنکه دل بسته شان شویم و بی آنکه در اندیشه منفعت خویش باشیم. پرسش آرنت این است که اگر باید بی هیچ دل بستگی به انسان ها عشق ورزید، چگونه می توان اجتماعی از انسان ها را تشکیل داد؟ چگونه می توان دیگران را دوست داشت و در عین حال، از تعلق خاطر به آن ها رها بود؟

گوشه ای از کتاب

آگوستین می نویسد: «عشق ورزیدن در واقع چیزی نیست جز اشتیاق داشتن به چیزی به خاطر خودش. و در ادامه اظهار می کند که عشق نوعی اشتیاق است. هر اشتیاقی با متعلق مشخصی پیوند دارد و این متعلق لازمه ی شعله ور شدن خود اشتیاق است و به این ترتیب هدفی برای اشتیاق فراهم می کند. اشتیاق با امر مشخصاً داده شده ای که در پی آن است تعین می یابد، درست همان طور که حرکت با غایتی که به سمتش می رود مشخص می شود؛ زیرا همان طور که آگوستین می نویسد، عشق نوعی جنبش است و هر جنبشی به سمت چیزی است. آنچه جنبش میل را تعین می بخشد همواره پیشاپیش داده شده است. اشتیاق ما معطوف به جهانی است که می شناسیم؛ چیز جدیدی را کشف نمی کند. چیزی که می شناسیم و به آن میل داریم نوعی خیر است؛ در غیر این صورت، آن را به خاطر خودش جست وجو نمی کردیم. همه ی خیرهایی که در عشق جست وجوگرمان به آن ها میل داریم اموری مستقل و بی ارتباط با امور دیگرند. هریک از آن ها چیزی جز خیریت مجزای خود را باز نمی نمایاند. خصوصیت ممیز این خیری که بدان میل داریم این است که واجد آن نیستیم. به محض اینکه واجد آن امر می شویم میل ما پایان می یابد، مگر اینکه با خطر از دست دادنش روبه رو باشیم. در این صورت، میل به داشتن به ترسِ از دست دادن بدل می شود. میل در مقام جست وجوی خیر جزئی و نه چیزهایی به صورت تصادفی، ترکیبی از «روی داشتن به» و «بازگشتن به» است. میل به فردی بازمی گردد که خیر و شر جهان را می شناسد و در پی زندگی سعادتمندانه است. ما از آنجا که سعادت را می شناسیم، می خواهیم سعادتمند باشیم و از آنجا که هیچ چیز یقینی تر از این نیست که می خواهیم سعادتمند باشیم، تلقی ما از سعادت در تعیین خیرهای مربوط چراغ راه ماست، خیرهایی که سپس به متعلقات امیال ما بدل می شوند. اشتیاق، یا عشق، امکان دستیابی انسان به تملک آن خیری است که او را سعادتمند خواهد ساخت، یعنی تملک آنچه بیش از هر چیزی از آنِ اوست. این عشق ممکن است به ترس بدل شود: هیچ کس تردیدی نخواهد داشت که یگانه علل ترس یا از دست دادن چیزی است که بدان عشق می ورزیم و به دستش آورده ایم یا ناکامی در به دست آوردن آن چیزی است که به آن عشق می ورزیم و به آن امید بسته ایم. اشتیاق، به منزله ی اراده داشتن و نگه داشتن، در لحظه ی تملک به ترسِ از دست دادن می انجامد. همان طور که اشتیاق در پی نوعی خیر است، ترس از نوعی شر می هراسد و آن کس که از چیزی می ترسد باید ضرورتاً از آن برحذر باشد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک