IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جان کندی تول
ویرایش
-
مترجم
پیمان خاکسار
صفحات
467 صفحه
انتشارات
وزن
523 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب اتحادیه ابلهان نشر چشمه

اتحادیه ی ابلهان

نویسنده جان کندی تول
مترجم پیمان خاکسار
انتشارات چشمه
ناموجود
رقعی
1397

معرفی محصول

کتاب حاضر، رمانی آمریکایی است. این داستان درباره یک انسان فرهیخته فوق العاده باسواد است که در رشته ادبیات قرون وسطی تحصیلات خود را تمام کرده است. او از فرهنگ امریکا متنفر است تا جایی که از خانه هم بیرون نمی آید. اما بعد از تصادفی که برای مادرش پیش می آید، ناگزیر از کار کردن و رودررویی با این فرهنگ می شود. این رمان در میان مردم امریکا اثری بسیار محبوب است و بسیاری آن را یک شاهکار کمیک می نامند که شخصیت های حقیقی و قابل لمس و به تصویر کشیدن موقعیت های پوچ زندگی، سبب باورپذیری آن شده است. این رمان زندگی پسر جوان عظیم الجثه ای به اسم «ایگنیشس» را بیان می کند که با مادرش زندگی می کند و روحیه آرمان گرایانه دارد. درعین حال فردی تنبل است که مدام برای خانواده و شهر خود دردسر درست می کند. او از جامعه مصرف گرای آمریکایی بیزار است.

کتاب اتحادیه ابلهان نشر چشمه

اتحادیه ی ابلهان

ناموجود
رقعی
1397

معرفی محصول

کتاب حاضر، رمانی آمریکایی است. این داستان درباره یک انسان فرهیخته فوق العاده باسواد است که در رشته ادبیات قرون وسطی تحصیلات خود را تمام کرده است. او از فرهنگ امریکا متنفر است تا جایی که از خانه هم بیرون نمی آید. اما بعد از تصادفی که برای مادرش پیش می آید، ناگزیر از کار کردن و رودررویی با این فرهنگ می شود. این رمان در میان مردم امریکا اثری بسیار محبوب است و بسیاری آن را یک شاهکار کمیک می نامند که شخصیت های حقیقی و قابل لمس و به تصویر کشیدن موقعیت های پوچ زندگی، سبب باورپذیری آن شده است. این رمان زندگی پسر جوان عظیم الجثه ای به اسم «ایگنیشس» را بیان می کند که با مادرش زندگی می کند و روحیه آرمان گرایانه دارد. درعین حال فردی تنبل است که مدام برای خانواده و شهر خود دردسر درست می کند. او از جامعه مصرف گرای آمریکایی بیزار است.

اتحادیه ابلهان نشر چشمه

اثر جان کندی تول

مشخصات محصول

نویسنده
جان کندی تول
ویرایش
-
مترجم
پیمان خاکسار
صفحات
467 صفحه
انتشارات
وزن
523 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
کتاب حاضر، رمانی آمریکایی است. این داستان درباره یک انسان فرهیخته فوق العاده باسواد است که در رشته ادبیات قرون وسطی تحصیلات خود را تمام کرده است. او از فرهنگ امریکا متنفر است تا جایی که از خانه هم بیرون نمی آید. اما بعد از تصادفی که برای مادرش پیش می آید، ناگزیر از کار کردن و رود…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

ایگنیشس تصمیم گرفت به سینما پرایتانیا نرود. فیلمی که نمایش می دادند یک درام سوئدی به شدت تحسین شده بود درباره ی مردی که دارد روحش را از دست می دهد و ایگنیشس علاقه ی چندانی به دیدنش نداشت. باید به مدیر سینما به خاطر نمایش چنین اثر ملال آوری تذکر می داد. قفل در اتاقش را امتحان کرد و با خودش فکر کرد که مادرش کی ممکن است به خانه برگردد. تازگی ها تقریبا هر شب بیرون می رفت. اما ایگنیشس در آن لحظه دغدغه های دیگری داشت. کشوِ میزش را باز کرد و به انبوه مقالاتی نگاه کرد که زمانی به امید چاپ شدن در مجلات نوشته بود. برای مجلات نظری “مشاهدات بوئتیوس” بود و “در دفاع از روزویتا: خطاب به آنانی که می گویند او وجود نداشت”. برای مجلات خانوادگی مرگ رکس و کودکان امید دنیا. در تلاشی برای رخنه در ضمیمه ی اقتصادی یکشنبه ها هم “چالش سلامت آب”، “خطرات اتومبیل های هشت سیلندر”، “ریاضت و پرهیز، ایمن ترین روش کنترل جمعیت” و “نیواورلینز، شهر رومنس و فرهنگ”. حین زیر و رو کردن دست نوشته های قدیمی توی این فکر بود که چرا هیچ وقت هیچ کدامشان را نفرستاده، چون همه شان به نوبه خود فوق العاده بودند. ولی با اینحال یک پروژه ی جدید و به شدت تجاری در دست داشت. ایگنیشس با حرکتی سریع تمام مقالات و دفترچه های بیگ چیف را روی زمین ریخت. یک کلاسور جلوش گذاشت و با مداد شمعی قرمز به کندی روی جلد زمختش نوشت: یادداشت های یک پسر شاغل، یا، برخاستن از کاهلی. وقتی کار نوشتن عنوان تمام شد روکشِ بسته ی کاغذخط دار را پاره کرد و یک دسته در کلاسور گذاشت. با مداد، سربرگ های شلوار لوی را که آن ها هم یادداشت هایی بر خود داشتند سوراخ کرد و روی کاغذهای سفید کلاسور قرار داد. خودکاری را که آرم شلوار لوی رویش بود برداشت و روی اولین برگ کاغذ شروع به نوشتن کرد: خواننده ی عزیز کتاب ها پسرانی فناناپذیرند که پدرشان را به مبارزه می طلبند. خواننده ی عزیز، دریافته ام که به سرعت سرسام آور زندگی اداری خو گرفته ام، سازگاری یی که نفس حصولش برایم محل شک بود. هر چند در دوران کاری ام در شلوار لوی محدود و مختصر بوده، ولی در همین مدت کوتاه توانسته ام روش های بسیاری برای کاستن از میزان کار ابداع کنم. ممکن است یکی دو تا از ابداعات من برای آن تعداد از شما که همانند من کارمند دفتری هستید و این یادداشت های نافذ را در وقت نهار یا اوقاتی از این دست می خوانید مفید فایده باشد. روسای دفاتر و مدیران ثروتمند را هم به این مشاهدات ارجاع می دهم. هنوز یک ساعت دیرتر از ساعت مقرر در اداره حاضر می شوم. بنابراین هنگام ورود بسیار آسوده تر و باطراوت تر هستم و از اولین ساعت روز کاری دوری می کنم که هنوز حواس و بدنم کاهل اند و برایم انجام هر کار به مثابه ی عقوبت گناهانم است. فهمیده‎ام که با دیر رسیدن کارهای محوله را با کیفیت بالاتری انجام می دهم. ابداعم در ارتباط با سیستم بایگانی فعلا باید مخفی بماند چرا که بسیار انقلابی است و باید ببینیم که چطور از کار درمی آید. این اختراع در تئوری خارق العاده است. البته باید بگویم که کاغذهای زرد و شکننده ی پرونده ها خطر آتش سوزی را بسیار افزایش می دهند. جنبه ی ویژه‎ی دیگری که البته در تمام موارد مصداق ندارد این است که جایگاه پرونده هایم در اجاره ی انواع و اقسام جانوران موذی است. البته باور دارم که طاعون خیارکی تقدیری است قرون وسطایی و معتبر ولی آن طاعون کجا و طاعون مضحکی که آدمی در این قرن وحشتناک می گیرد کجا. امروز بالاخره دفتر با قدوم آقا و سرور ما جناب جی.لوی مزین شد. صادقانه بگویم که او را تا اندازه ای غیر رسمی و لاقید دیدم. توجه او را به تابلو جلب کردم. ولی توجه قابل ذکری در او برنینگیخت. حضورش کوتاه بود و نه چندان رسمی، ولی ما که هستیم تا انگیزه ی این غول های صنعت و تجارت را که هوا و هوس شان بر مسیر زندگی ملت ما حکم می راند به چون و چرا بکشیم. به موقع از جان سپاری و از خود گذشتگی من در راه شرکتش آگاه خواهد شد. سرمشق من باعث خواهد شد که شلوار لوی را دوباره باور کند. خانم تریکسی سرش بیش از حد به کار خودش گرم است و همین ثابت می کند که از آن چه که تصور می کنم عاقل تر است. احتمال می دهم این زن زیاد می داند و بی احساسی اش سرپوشی است بر نفرت آشکارش از شلوار لوی…

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…