IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ریموند کارور
ویرایش
-
مترجم
زیبا گنجی - پریسا سلیمان زاده
صفحات
143 صفحه
انتشارات
وزن
169 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1394
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب وقتی از عشق حرف می زنیم نشر مروارید

قیمت قبل

وقتی از عشق حرف می زنیم

نویسنده ریموند کارور
مترجم زیبا گنجی - پریسا سلیمان زاده
انتشارات مروارید
موجود
رقعی
1394
قیمت بازار: 700,000
354,000
کتاب وقتی از عشق حرف می زنیم، اثر ریموند کارور، با ترجمه‌ی زیبا گنجی - پریسا سلیمان زاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب وقتی از عشق حرف می زنیم نشر مروارید

وقتی از عشق حرف می زنیم

موجود
رقعی
1394
کتاب وقتی از عشق حرف می زنیم، اثر ریموند کارور، با ترجمه‌ی زیبا گنجی - پریسا سلیمان زاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1394 توسط انتشارات مروارید، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 700,000

354,000

وقتی از عشق حرف می زنیم نشر مروارید

اثر ریموند کارور

مشخصات محصول

نویسنده
ریموند کارور
ویرایش
-
مترجم
زیبا گنجی - پریسا سلیمان زاده
صفحات
143 صفحه
انتشارات
وزن
169 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1394
تصویرگر
-
جلد
شومیز

پیشگفتار

ریموند کارور در سال ۱۹۳۹ در کلاتسکانی ایالت اورگون آمریکا به دنیا آمد. در پورت آنجلس زندگی کرد و در دوم اوت ۱۹۸۸ در همان جا در گذشت.
تا سال ۱۹۷۹ دو جایزه ی مهم ملی و در سال ۱۹۸۳ جایزه ی معتبر دیگری نصیبش شد دو سال بعد جایزه ی لوینسون مجله ی شعر را برد. در سال ۱۹۸۸ به عضویت آکادمی هنر و ادبیات آمریکا درآمد و همان سال دکترای افتخاری دانشگاه هارتفورد را گرفت. کارور پانزده سال در دانشگاههای آمریکا تدریس کرد و آثارش شامل سه مجموعه شعر سه مجموعه داستان و چندین مقاله و مصاحبه می شود که به بیش از بیست زبان ترجمه شده است.

کارور در هجده سالگی با ماریان ،بارک دختری شانزده ساله ازدواج کرد و طی دوسال صاحب دو فرزند شد. 

گوشه ای از کتاب

داشت داخل جعبه ی دستشویی اش پنجول می کشید. گریه یک امین به او زل زد و بعد به کارش ادامه داد. فرد همه ی کابینت ها را باز کرد و تمام چیزهای داخل آن را وارسید: کنسروها، حبوبات، مواد غذایی بسته بندی شده، گیلاس های شراب و کوکتل، ظروف چینی، قابلمه ها و تابه ها رفت سر یخچال کمی گرفس بو گرد، دو تکه پنیر جهان برداشت و همان طور که سیبی را گاز می زد به اتاق خواب رفت. تختخواب با روتختی سفید کرکی که تا روی زمین آویزان بود خیلی بزرگ به نظر می آمد کشوی پاتختی را باز کرد، یک بسته سیگار نیمه پر پیدا کرد و توی جیبش چپاند بعد به سمت گنجه رفت و داشت در آن را باز میکرد که تقه ای به در ورودی خورد. مرد سر راهش جلوی حمام ایستاد و سیفون توالت را کشید. آرلین گفت چرا این قدر معطل کردی؟ یک ساعت بیشتر است که اینجایی
مرد گفت راست میگویی؟
زن گفت «خب، بله.»
مرد گفت باید می رفتم توالت زن گفت توالت خودمان میرفتی مرد گفت نمی توانستم خودم را نگه دارم آن شب باز هم عشق بازی کردند

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک