IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ترومن کاپوتی
ویرایش
-
مترجم
بهمن دارالشفایی
صفحات
144 صفحه
انتشارات
وزن
97 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب صبحانه در تیفانی نشر ماهی

صبحانه در تیفانی

نویسنده ترومن کاپوتی
مترجم بهمن دارالشفایی
انتشارات ماهی
موجود
جیبی
1405
17% 280,000
232,400
کتاب صبحانه در تیفانی، اثر ترومن کاپوتی، با ترجمه‌ی بهمن دارالشفایی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب صبحانه در تیفانی نشر ماهی

صبحانه در تیفانی

موجود
جیبی
1405
کتاب صبحانه در تیفانی، اثر ترومن کاپوتی، با ترجمه‌ی بهمن دارالشفایی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1405 توسط انتشارات ماهی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی جیبی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 280,000

232,400

فهرست

کتاب صبحانه در تیفانی اثر ترومن کاپوتی. ترجمه بهمن دارالشفایی توسط  نشر ماهی منتشر شده است

مشخصات محصول

نویسنده
ترومن کاپوتی
ویرایش
-
مترجم
بهمن دارالشفایی
صفحات
144 صفحه
انتشارات
وزن
97 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

داستان کتاب حاضر درواقع مرور خاطرات بيست سال پيش يک مرد بدون نام است که با شنيدن خبري از يک دوست قديمي آن ها را خاطر مي آورد. ماجرا به اواخر جنگ جهاني دوم بازمي گردد. راوي در آن سال ها جواني نويسنده است که به تنهايي در ساختماني با سنگ قهوه اي در نيويورک زندگي مي کند. «هالي گولايتلي» دختري جوان و يکي از ساکنان اين ساختمان است که راوي خيلي زود در جريان نارضايتي ساير ساکنان از رفت وآمدهاي پر سروصداي او مي شود. اندکي بعد شخصاً با او روبرو مي شود و اين آغاز دوستي او با «هالي» دوست داشتني و عجيب به شمار مي رود. راوي «هالي» را قلباً دوست دارد ولي اين عشق متقابل به نظر نمي رسد. «هالي» از همان ابتدا به راوي و مخاطب مي فهماند که کنجکاوي در زندگي شخصي و گذشته اش را دوست ندارد.

گوشه ای از کتاب

دوشنبه صبح، وقتی رفتم پایین تا نامه های صبحگاهی را بردارم، کارت روی صندوق پستی هالی تغییر کرده و اسمی رویش اضافه شده بود: حالا خانم گولا یتلی و خانم وایلد وود داشتند با هم سفر می کردند. این اتفاق قاعدتاً باید مدت بیشتری توجهم را جلب می کرد، اگر آن نامه در صندوق پستی خودم نبود. نامه ای بود از طرف یک مجله ی دانشگاهی کوچک که داستانی برایشان فرستاده بودم. از داستانم خوششان آمده بود و قصد داشتند منتشرش کنند. البته توان مالی آن را نداشتند که بابتش پولی به من بدهند و من باید با این موضوع کنار می آمدم. وای، منتشر کنند! یعنی قرار بود داستانم چاپ شود! اینکه می گویند فلانی از هیجان سرگیجه گرفته بود واقعاً لفاظی نیست. باید این خبر را به کسی می دادم. پله ها را دوتا یکی بالا رفتم و حمله کردم به در آپارتمان هالی. مطمئن نبودم صدایم از پس گفتن این خبر بربیاید. همین که در را باز کرد، آن هم با چشم هایی که از زور خواب چپ شده بود، نامه را به طرفش پرتاب کردم. آن قدر آن را توی دستش نگه داشت که اگر شصت صفحه هم بود می توانست همه اش را بخواند. بعد پسش داد به من و خمیازه کشان گفت: «نمی گذارم این کار را بکنند. بی مایه فتیر است. فکر کنم از حالت چهره ام فهمید که منظورم را اشتباه فهمیده و من نیامده ام مشورت کنم، بلکه آمده ام تبریک بشنوم. بلافاصله حالت دهانش از خمیازه به لبخند تغییر کرد و گفت: «اوه، عجب. فوق العاده است. بیا تو. یک قوری قهوه درست می کنیم و جشن می گیریم. نه. من لباس می پوشم و ناهار مهمانت می کنم. » اتاق خوابش هم شبیه اتاق نشیمنش بود و آدم را یاد فضای اردو می انداخت؛ جعبه ها و چمدان ها، همه چیز بسته بندی شده و آماده ی رفتن، مثل وسایل مجرمی که احساس می کند هر لحظه ممکن است مأمور قانون به سراغش بیاید. اتاق نشیمن هیچ کدام از اثاثیه ی معمول را نداشت، اما توی اتاق خواب دست کم تخت بود، آن هم تختی دونفره و حسابی پر زرق و برق، با چوب روشن و ساتن ریشه دار. در دستشویی را باز گذاشته بود و از آنجا با من حرف می زد. وسط صدای فلاش و مسواک، چیز زیادی نمی شد از حرف هایش فهمید. اما جان کلامش این بود: فکر می کرد من خبر دارم مگ وایلد وود همخانه اش شده و می خواست بداند این جوری اوضاع بهتر نشده است؟ گفت اگر قرار است آدم همخانه داشته باشد، بهترین انتخاب این است که یک احمق تمام عیار باشد، چون آن وقت می توانید اجاره را بیندازید گردنش و لباس چرک ها را هم بدهید ببرد رختشویی. مگ هم که از حماقت هیچ کم نداشت.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک