جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
گروگان گیری
گروگان گیری
630,000
ولی نمی توانستم حقیقت را به او بگویم الکساندر در اتاقم نشسته بود و در کمال خونسردی به گفت و گویمان گوش میداد به جای آن فقط توانستم بگویم
اون قدرا هم که فکر میکنی مزخرف نیست مایک جواب داده بود: «نه. احتمالاً مزخرف تره.»
به همین دلیل وقتی همراه یک مأمور فدرال واقعی به آکادمی جاسوسی رسیدم، نا خود آگاه فکر کردم اگر ما یک اینجا بود برای اولین بار در زندگی مان به من حسادت میکرد محوطه ی آکادمی فضایی پرشور مرموز و هیجان انگیز داشت. در حالی که بینی ام را به پنجره چسبانده بودم گفتم: «وای!»
الکساندر :گفت اینکه چیزی نیست اینجا یه چیزایی هست که در نگاه اول متوجهش نمیشی منظورت چیه؟»
الکساندر جوابی نداد. وقتی به سمتش برگشتم به جای اطمینان همیشگی دیدم مردد است.
پرسیدم: «چی شده؟»
دانش آموزا رو نمیبینم
شاید رفتن شام بخورن
تا شام یه ساعت مونده معمولاً این ساعت باید سرگرم ورزش، تمرین فیزیکی و آموزش دفاع شخصی باشن حیاط باید الان حسابی شلوغ باشه. الكساندر ناگهان جلوی ساختمان چهار طبقه ی بی در و پیکری ترمز کرد.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک