IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ریک ریوردان
ویرایش
-
مترجم
آرزو مقدس
صفحات
458 صفحه
انتشارات
وزن
540 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مگنس چیس و کشتی مردگان

مگنس چیس و کشتی مردگان

نویسنده ریک ریوردان
مترجم آرزو مقدس
انتشارات پرتقال
موجود
رقعی
1404
16% 980,000
823,200

معرفی محصول

(داستان های نوجوانان آمریکایی قرن20م،برنده ی جایزه،گروه سنی:14سال به بالا)

کتاب مگنس چیس و کشتی مردگان

مگنس چیس و کشتی مردگان

موجود
رقعی
1404

معرفی محصول

(داستان های نوجوانان آمریکایی قرن20م،برنده ی جایزه،گروه سنی:14سال به بالا)
16% 980,000

823,200

فهرست

پرسی جکسون تمام تلاشش را برای کشتن من می.کند


۲- ساندویچ فلافل به همراه دسر راگناروک ...


- یک گرگ مرده و یک دست لباس راحتی به ارث میبرم...


-۴- اما صبر کن دست به کار بشوی گرگ دوم آزاد میشود


با اریک و اریک و اریک و همچنین اریک خداحافظی میکنم...


-۶- درباره ی ناخنهای پا کابوس میبینم


همگی غرق شدیم


- تالار یک شربت ساز اخمو


من موقتا گیاه خوار شدم


۱۰ میشود راجع به شربت صحبت کنیم؟


۱۱ - شمشیرم میزند زیر ... .


۱۲ - مردی با پا......


۱۳ - پدربزرگهای انفجاری ...احمق


۱۴ هیچ اتفاقی نمی افتد. معجزه است.


۱۵ - میمون!...


۱۶ مرد تفی در مقابل اره برقی...


۱۷ کوهی از سنگ برایمان کمین میکند


۱۸ تا سرحد مرگ خمیر بازی کردم


۱۹ در جمع زامبی ها حاضر میشوم


۲۰ توپرویگی - بدترین ویگی


۲۱ خوشی با جراحی قلب و ...........


-۲۲ خبرهای بدی دارم نه راستش خبرهای خیلی بدی دارم


-۲۳ بوی قورباغه های مرده را دنبال کن

مشخصات محصول

نویسنده
ریک ریوردان
ویرایش
-
مترجم
آرزو مقدس
صفحات
458 صفحه
انتشارات
وزن
540 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب


فقط داشتم از خودم دفاع میکردم هافبورن از روی کشتی فریاد زد هی با شماهام ما آماده ی سفریم شما چی دارین به هم میگین؟ یالا!» به امیر نگاه کردم مثل همیشه آراسته و مرتب لباسهای بدون لک و خوب اتو شده موهای سیاهش را تیغ تیغی زده بود. نمی شد حدس زد از گرسنگی و تشنگی غش و ضعف کرده اما ماهیچه های صورتش سفت تر از همیشه بود و چشمان مهربان قهوه ای اش مدام پلک میزدند انگار منتظر افتادن یک قطره آب سرد روی پیشانی اش بود امیر رنج می کشید اما از چیزی که هیچ ربطی به رمضان نداشت. ملتمسانه گفت فقط» همهتون مراقب باشین مگنوس دلم میخواد ازت بخوام مواظب سمیرا باشی اما اگه این کار رو بکنم با تبرش تکه تکه م میکنه. سم گفت من هیچ وقت با تبرم تو رو نمیزنم به هر حال من باید مراقب مگنوس باشم نه برعکس الكس داوطلب شد من مراقب سمیرام خانواده واسه همین روزهاست دیگه نه؟»

پلک زدن امیر بیشتر شد حس کردم هنوز مطمئن نیست درباره ی الکس چه فکری بکند. محافظ موسبز ابدی امیر سرش را تکان داد باشه ممنون نمی توانستم به خاطر غم و اندوه امیر احساس گناه نکنم چند ماه قبل وقتی کم کم به زندگی دوگانه ی عجیب و غریب سمیرا به عنوان ندیمه ی اودین پی برد ذهنش را شفا دادم تا مجنون نشود چشمان فانی او تا ابد باز شده بودند به جای زندگی خوب و خوش و بی خبر از همه جا دیگر میتوانست غولهای زمین را ببیند که هرازگاهی در خیابان کامن ولت رفت و آمد میکردند مارهای بزرگ دریا که در رودخانه ی چارلز جست و خیز

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک