IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
بهومیل هرابال
ویرایش
-
مترجم
بهاره هاشمیان
صفحات
148 صفحه
انتشارات
وزن
194 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب کوتاه کردن مو

معرفی کتاب کوتاه کردن مو

نویسنده بهومیل هرابال
مترجم بهاره هاشمیان
انتشارات هاشمی
ناموجود
رقعی
1398

معرفی محصول

رمان کوتاهی است از بهومیل هرابال، نویسنده بزرگ چک و از مطرح ترین چهره های شاخص ادبیات جمهوری چک. هرابال را در کشورمان بیش از همه، با رمان درخشان تنهایی پر هیاهو، با ترجمه به یاد ماندنی پرویز دوایی، می شناسند. او که میلان کوندرا از او به بهترین نویسنده معاصر چک یاد می کند، با آنکه در رشته حقوق، تحصیلات خود را تا مقاطع عالیه ادامه داد و دوره هایی را در رشته های تاریخ و فلسفه ادبیات گذراند، اما هیچ گاه از این پیشینه ها استفاده نکرد و به عوض آن در شغل های جنون واری، همچون سوزن بانی در اداره راه آهن، نمایندگی بیمه، راهنمای قطارها، دوره گردی و دست فروشی اسباب بازی، کارگری در کارگاه پرس کردن کاغذ باطله و… به فعالیت پرداخت. کوتاه کردن مو از جمله رمان های درخشان دهه ۷۰ هرابال است که باز هم نشانه های آشنای ادبیات او را داراست. آرایشگر با دو برش بزرگ، موهای مرا قیچی کرد. آن لحظه گویی باری را از دوش من برداشتند چون بلافاصله سرم به سمت قفسه سینه ام پایین آمد و در گردنم احساس کشیدگی کردم. موهای بریده شده را روی صندلی راحتی چرخان قرار داد، سپس تیغ مخصوص را آورد و پیچ خوردگی موها و نیز طره های کناری را با آن اصلاح کرد، بعد قیچی اش را در هوا چرخاند و کمی به عقب رفت؛ مثل یک مجسمه ساز روی موهایم متمرکز شد و دوباره با حالتی متفکرانه با قیچی اش شروع به کار کرد.

کتاب کوتاه کردن مو

معرفی کتاب کوتاه کردن مو

ناموجود
رقعی
1398

معرفی محصول

رمان کوتاهی است از بهومیل هرابال، نویسنده بزرگ چک و از مطرح ترین چهره های شاخص ادبیات جمهوری چک. هرابال را در کشورمان بیش از همه، با رمان درخشان تنهایی پر هیاهو، با ترجمه به یاد ماندنی پرویز دوایی، می شناسند. او که میلان کوندرا از او به بهترین نویسنده معاصر چک یاد می کند، با آنکه در رشته حقوق، تحصیلات خود را تا مقاطع عالیه ادامه داد و دوره هایی را در رشته های تاریخ و فلسفه ادبیات گذراند، اما هیچ گاه از این پیشینه ها استفاده نکرد و به عوض آن در شغل های جنون واری، همچون سوزن بانی در اداره راه آهن، نمایندگی بیمه، راهنمای قطارها، دوره گردی و دست فروشی اسباب بازی، کارگری در کارگاه پرس کردن کاغذ باطله و… به فعالیت پرداخت. کوتاه کردن مو از جمله رمان های درخشان دهه ۷۰ هرابال است که باز هم نشانه های آشنای ادبیات او را داراست. آرایشگر با دو برش بزرگ، موهای مرا قیچی کرد. آن لحظه گویی باری را از دوش من برداشتند چون بلافاصله سرم به سمت قفسه سینه ام پایین آمد و در گردنم احساس کشیدگی کردم. موهای بریده شده را روی صندلی راحتی چرخان قرار داد، سپس تیغ مخصوص را آورد و پیچ خوردگی موها و نیز طره های کناری را با آن اصلاح کرد، بعد قیچی اش را در هوا چرخاند و کمی به عقب رفت؛ مثل یک مجسمه ساز روی موهایم متمرکز شد و دوباره با حالتی متفکرانه با قیچی اش شروع به کار کرد.

کوتاه کردن مو

اثر بهومیل هرابال

مشخصات محصول

نویسنده
بهومیل هرابال
ویرایش
-
مترجم
بهاره هاشمیان
صفحات
148 صفحه
انتشارات
وزن
194 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

شخصاً عاشق آن چند دقیقه قبل از ساعت هفت شب هستم که به عنوان یک همسر جوان، با پارچه های کهنه و نیز یک نسخه مچاله شده از روزنامه نشنال پولیتیکس، لامپ های استوانه ای شکل را تمیز می کنم، با یک تکه چوب باریک بقایای فتیله های سوخته را می زدایم و کلاهک های برنجی را سر جایشان می گذارم. دقیقاً سر ساعت هفت، لحظه شگفت انگیزی از راه می رسد، کارخانه آبجوسازی از کار می افتد و دینام مشغول فرستادن جریان برق به سر تا سر مکان هایی می شود که در آن ها لامپ های برق می درخشند، چرخش دینام شروع به کُند شدن می کند و همان طور که جریان برق و به دنبالش نور لامپ ها ضعیف می شود، کم کم نور سفید به رنگ صورتی درمی آید و بعد پرتو صورتی به خاکستری می گراید، از میان لوستری از جنس پارچه کِرِپ رد می شود و در نتیجه رشته های تنگستن لامپ، خطوطی قرمز رنگ همچون انگشتانی کج و کوله را روی سقف ترسیم می کنند، چیزی شبیه یک کلید سُل قرمز. سپس فتیله را روشن می کنم و درپوش استوانه ای را رویش می گذارم، شعله کوچک زردرنگی زبانه می کشد و در نهایت یک آباژور شیری رنگ را که با رزهای چینی آراسته شده، روی آن قرار می دهم، عاشق آن چند دقیقه قبل از هفت بعد از ظهر هستم، دوست دارم سرم را بالا بگیرم و پرتو نوری را که همچون خونِ جاری از گلوی بریده یک خروس، از حباب شیشه ای می تابد، تماشا کنم. دوست دارم به جریان الکتریسیته ای که در حال تضعیف است نگاه کنم، اما از آن روز وحشت دارم که شاه خط برق به کارخانه آبجوسازی برسد و همه لامپ های کارخانه، تمام چراغ های اصطبل، آن لامپ ها با آینه های گِرد دورشان و چراغ های بزرگ با فتیله های گِرد دیگر نتابد. آن وقت دیگر کسی برای نورشان ارزشی قائل نخواهد شد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…