IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
پگاه پزشکی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
90 صفحه
انتشارات
وزن
82 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قهرمانانی که نیستیم

قهرمانانی که نیستیم

نویسنده پگاه پزشکی
انتشارات حکمت کلمه
موجود
پالتوئی
1399
74,000

معرفی محصول

در این داستان مردی که تمام خاطرات گذشته خود را در کیسه اشغال جای داده است آن را به دست گرفته و داخل شهر به راه می افتد تا توی اولین سطل بزرگ سیاهی که می بیند، بیندازد. وقتی به سطل می رسد پسرکی را می بیند که تازه پشت لبش سبز شده است و در درون سطل خم شده و مشغول پیدا کردن چیزهایی است که آن مرد نمی داند احتمالا چه چیزی است. همان طور که دستش را بالا نگه داشته و فکر می کند که کیسه را داخل سطل بیندازد یا نیندازد به این موضوع می اندیشد که اگر این کیسه را داخل سطل بیندازد و پسرک آن کیسه را بردارد و باز کند عکس های پاره پاره شده را به هم بچسباند، «مهرناز» را می بیند و شاید مهرناز را به خانه ببرد و آن را روی دیوار اتاقش بچسباند. بعد از خودش می پرسد آیا اصلا پسرک خانه دارد؟ و... .

کتاب قهرمانانی که نیستیم

قهرمانانی که نیستیم

موجود
پالتوئی
1399

معرفی محصول

در این داستان مردی که تمام خاطرات گذشته خود را در کیسه اشغال جای داده است آن را به دست گرفته و داخل شهر به راه می افتد تا توی اولین سطل بزرگ سیاهی که می بیند، بیندازد. وقتی به سطل می رسد پسرکی را می بیند که تازه پشت لبش سبز شده است و در درون سطل خم شده و مشغول پیدا کردن چیزهایی است که آن مرد نمی داند احتمالا چه چیزی است. همان طور که دستش را بالا نگه داشته و فکر می کند که کیسه را داخل سطل بیندازد یا نیندازد به این موضوع می اندیشد که اگر این کیسه را داخل سطل بیندازد و پسرک آن کیسه را بردارد و باز کند عکس های پاره پاره شده را به هم بچسباند، «مهرناز» را می بیند و شاید مهرناز را به خانه ببرد و آن را روی دیوار اتاقش بچسباند. بعد از خودش می پرسد آیا اصلا پسرک خانه دارد؟ و... .

74,000

قهرمانانی که نیستیم

اثر پگاه پزشکی

مشخصات محصول

نویسنده
پگاه پزشکی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
90 صفحه
انتشارات
وزن
82 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

در این داستان مردی که تمام خاطرات گذشته خود را در کیسه اشغال جای داده است آن را به دست گرفته و داخل شهر به راه می افتد تا توی اولین سطل بزرگ سیاهی که می بیند، بیندازد. وقتی به سطل می رسد پسرکی را می بیند که تازه پشت لبش سبز شده است و در درون سطل خم شده و مشغول پیدا کردن چیزهایی است که آن مرد نمی داند احتمالا چه چیزی است. همان طور که دستش را بالا نگه داشته و فکر می کند که کیسه را داخل سطل بیندازد یا نیندازد به این موضوع می اندیشد که اگر این کیسه را داخل سطل بیندازد و پسرک آن کیسه را بردارد و باز کند عکس های پاره پاره شده را به هم بچسباند، «مهرناز» را می بیند و شاید مهرناز را به خانه ببرد و آن را روی دیوار اتاقش بچسباند. بعد از خودش می پرسد آیا اصلا پسرک خانه دارد؟ و... .

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک