کتاب
زمین خوکی (هنر،ادبیات،فلسفه36)،
اثر جان برجر،
با ترجمهی زینب آرمند،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب زمین خوکی
هنر ادبیات فلسفه36
موجود
کتاب
زمین خوکی (هنر،ادبیات،فلسفه36)،
اثر جان برجر،
با ترجمهی زینب آرمند،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1400
توسط انتشارات حرفه نویسنده،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
گاهی که شب ها به زوزه ی باد گوش می کنم، یادم می افتد. پولِ کمی در روستا مانده بود. هشت ماهی روی زمین کار کرده بودیم تا حداقل چیزی را که برای خوراک و پوشاک و گرم نگه داشتنمان در کل سال لازم داشتیم، تولید کنیم. اما در زمستان طبیعت بی جان شد و آن موقع بود که بی پولی مان به موضوعی حیاتی تبدیل شد. نه فقط به خاطر اینکه برای خریدن مایحتاجمان به پول نیاز داشتیم، به خاطر اینکه دیگر چیزی برای کار کردن نمانده بود. دلیل این که زمستان ها به نوعی در برزخ زندگی می کنیم این است، نه سرما و برف و کوتاه بودن روزها و نشستن دور اجاق هیزمی.
خیلی از مردها از روستا به پاریس رفتند تا آنجا به عنوان باربر و مأمور سوخت و دودکش پاک کن پول درآورند. قبل از اینکه روستا را ترک کنند، مطمئن شدند که ذخیره ی علوفه و چوب و سیب زمینیِ روستا به بعد از عید پاک می رسد. آن هایی که در روستا ماندند، زنان بودند و سالخورده ها و بچه ها. طی زمستان این واقعیت که پدر ندارم کمتر توی ذوق می زد؛ نصف بچه های هم سن من موقتاً بی پدر شده بودند.
آن زمستان پدربزرگم می خواست یک تخت برایم درست کند تا دیگر مجبور نباشم کنار خواهرم که قرار بود به زودی ازدواج کند بخوابم. مادرم هم می خواست از یال مادیان و دُم گاو برایم ملافه درست کند. هر روز صبح وقتی شبش برف باریده بود، مادرم خبرش را همیشه یک جور اعلام می کرد. می گفت: «لطفش باز شامل حال مون شده!» جوری از برف حرف می زد که انگار یک جور غذای غیرقابل خوردن باشد.
من و پدربزرگم بعد از دوشیدن شیر گاوها، برف حیاط را پارو می کردیم. این کار که انجام می شد، پدربزرگم می رفت پشت میز نجاری اش و من قبل از رفتن به مدرسه مطمئن می شدم که روی گالش سنگی را برف نپوشانده است. اگر برف روی آن را گرفته بود، حتماً پاکش می کردم.
گالش سنگی داخل حیاط نزدیک دیوار بود، پشت درِ سردابی که توی آن سیب زمینی و شلغم و کمی کدو حلوایی نگه می داشتیم. وقتی حیاط را تمیز می کردیم، همیشه بیخ تا بیخ آن را پارو نمی کردیم، به خاطر همین امکانش بود که گالش سنگی زیر برف ناپدید شود. زمستان فصل ناپدید شدن بود. مردها می رفتند. گاوها در طویله پنهان می شدند. برف روی شیب ها و باغ ها را می پوشاند. سقف خانه ها هم که با همان برف پوشانده می شد، به زحمت قابل تشخیص بود؛ اما از اولین باری که گالش سنگی را پیدا کردم، نگذاشتم ناپدید شود.
جان برجر در پنجم نوامبر ۱۹۲۶ در لندن متولد شد. پس از اتمام تحصیل به نقاشی و آموزش آن پرداخت و شروع به نوشتن نقد هنری در نیو استیتسمن کرد. برجر که به خاطر نگاه مارکسیستیِ انساندوستانه و زاویهی دید ویژهای که به هنر معاصر دارد مشهور است، در سال ۱۹۷۲، برای رمان G جایزهی بوکر را دریافت کرد؛ اما برخلاف انتظار، در سخنرانی خود حین دریافت جایزه، از بهرهکشی استعمارگرانهی شرکت بوکر مککانل در حوزهی کارائیب صحبت کرد و همانجا نیمی از جایزهی خود را به گروه مبارز و سوسیالیستیِ Black Panthers اهدا کرد و نیمی دیگر را به چاپ کتاب بعدی خود دربارهی کارگران مهاجر به اروپا اختصاص داد. برجر پس از این اتفاق، به روستایی کوچک در اوتسووآی فرانسه نقلمکان کرد و تا پایان عمر را در تبعیدی خودخواسته از کشورش بریتانیا گذراند.
برجر را شاید بتوان یکی از مهمترین منتقدان هنری، نویسندگان و روشنفکران قرن حاضر دانست. منحصربهفرد بودنِ دیدگاه انتقادی او از آشنایی دیرینهاش با عکاسی، نقاشی و سایر اشکال هنر سرچشمه میگیرد؛ اما این دیدگاه انتقادی تنها منحصر به هنر نیست، مسائلی همچون استثمار، جهانیسازی، مهاجرت و تبعیضهای جنسی و نژادی را هم در بر میگیرد که این روزها بیش از پیش به موضوع روز تبدیل شدهاند.
سهگانهی «از زحمت دیگران» را شاید بتوان مهمترین مخلوقِ برجر دانست. سهگانهای که زندگی دهقانان اروپایی و کار دهقانی را در قرن بیستم روایت میکند. برجر با درونمایهی این آثار در تلاش است نشان دهد که چطور دهقان اساساً طبقهای جدا از تمامی تجربیات بشری است؛ حتی بین کارگران در نظام مادی جهان و دهقان هم شباهتی وجود ندارد.
کاملاً مشهود است که برجر قبل از شروع به نوشتن این سهگانه، طرحی برای آیندهی ادبی خود تعریف کرده است. او آگاهانه خود را در نقش قصهگویی قرار میدهد که قرار است صدای دهقان، صدای مهاجر، صدای کارگر و صدای تمام رنجکشیدگان تاریخ باشد. این طرح و برنامهی ازپیشتعیینشده به اهدافی سیاسی و عقیدتی اشاره دارند، که در ابتدای این سهگانه، یعنی زمینِ خوکی آمده است. برجر در مصاحبهای دربارهی این سهگانه میگوید، میتوانم تصور کنم که خوانندگانِ آینده این داستانها را نه فقط از جنبهی نگاهی به گذشته، بلکه به عنوان شیوهای از زندگی بخوانند. با توجه به این نقلقول، هدف برجر از نوشتن این سهگانه میتواند پندآمیز و تعلیمی باشد. داستانهای او با به تصویر کشیدن جنبههای مختلف جامعهی دهقانی، میتواند یک نمونه باشد، یک جایگزین برای شیوهی زندگی پذیرفتهشده در جامعهی مصرفکنندهی معاصر.
بااینحال، گرچه داستانهای این مجموعه حاوی عناصر اخلاقی است، اما برجر بهعنوان یک قصهگو -همانطور که همیشه خودش را معرفی میکرد- تلاشی برای تحمیل این اخلاقیات به خوانندهاش نمیکند. روایتهایش آن حس الزام را برای انتخاب این سبک زندگی در خواننده ایجاد نمیکند. با وجود این، طلسم داستانگویی برجر شاید این تمایل را در بسیاری برانگیزد. صرفنظر از جنبهی تعلیمی این سهگانه، برجر در این داستانها تلاش میکند به تجربهی دهقانها معنا ببخشد، تجربهای که با مکانها، زمان گذشته، حال و آیندهی احتمالی جامعهی دهقانی در ارتباط است.
در حال حاضر مطلبی درباره زینب آرمند
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک