IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سیروس شمیسا
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
360 صفحه
انتشارات
وزن
403 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1383
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب داستان یک روح نشر فردوس

داستان یک روح متن کامل بوف کور صادق هدایت. شرح و تفسیر بوف کور

نویسنده سیروس شمیسا
انتشارات فردوس
ناموجود
رقعی
1383
کتاب داستان یک روح (متن کامل و شرح و تفسیر بوف کور)، اثر سیروس شمیسا، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب داستان یک روح نشر فردوس

داستان یک روح متن کامل بوف کور صادق هدایت. شرح و تفسیر بوف کور

ناموجود
رقعی
1383
کتاب داستان یک روح (متن کامل و شرح و تفسیر بوف کور)، اثر سیروس شمیسا، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1383 توسط انتشارات فردوس، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

داستان یک روح نشر فردوس

اثر سیروس شمیسا

مشخصات محصول

نویسنده
سیروس شمیسا
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
360 صفحه
انتشارات
وزن
403 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1383
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

ساختار سبکی بوف کور ۹۱

حقیقی خودم به من ظاهر میشد (ص) (۷) باید همه این ها را به سایه خودم که روی دیوار افتاده است توضیح بدهم (ص) (۱۳) یک ستاره پرنده بود که به صورت یک زن یا فرشته به من تجلی کرد» و گاهی به من» به معنی «مرا» آمده است:

به من سرزنش میداد در صورتی که عقلم به من سرزنش می کرد. (ص) (۷۲) دایه پیرم که مونس مرگ تدریجی من شده بود به من سرزنش میکرد بدین ترتیب می توان گفت که مفعول را با حرف اضافه «به» می آورد نه با حرف نشانه راه و توی دلم به خودم ملامت میکردم 

ب «به به معنی با

این پیشآمد وحشت انگیز که به اولین نگاه به نظر من آشنا آمد، به یک نگاه او دیگر رمز و اسراری برایم وجود نداشت (ص ۲۰)، به صورت او آشنا بودم مثل این بود که در بچگی همین صورت را دیده بودم»

ج حروف اضافه به جای یکدیگراز به جای با آیا احساسات و فکر هم بعد از ایستادن قلب از بین می روند و یا تا مدتی از باقیمانده خونی که در عروق کوچک هست زندگی مبهمی را دنبال می کنند 

در به جای به از کنار کوه گذشتم در یک محوطه کوچک با صفائی رسیدم»  «در اطاقم که برگشتم (ص) (۱۱۸)، به قدری به من نزدیک و مربوط بود که به نظرم می آمد حذف حروف اضافه که از مختصات زبان محاوره است گونه هایم سرخ و [به] رنگ گوشت جلو دکان قصابی شده بود»  بالاخره حکیم باشی را خبر کردند.... او افتخار میکرد دوای قوت باه به پدر بزرگم در محیط اصلی خودم برگشته ام 

داده، خاکه شیر نبات در حلق من ریخته و فلوس به ناف عمه ام بسته است 

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک