IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جاشوا فریس
ویرایش
-
مترجم
لیلا نصیری ها
صفحات
308 صفحه
انتشارات
وزن
283 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
2026
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بی نام نشر ماهی

بی نام

نویسنده جاشوا فریس
مترجم لیلا نصیری ها
انتشارات ماهی
موجود
رقعی
2026
14% 680,000
584,800

معرفی محصول

بی نام عنوان دومین رمان در پرونده ی ادبی جاشوا فریس، از نویسندگان نسل جدید امریکاست و داستان مردی است که به بیماری ناشناخته ی بی نامی مبتلا شده است. کنترل پاهای شخصیت اول این رمان از اختیار مغزش خارج شده و پاهایش گاهی خودبه خود راه می افتد و از شهری به شهری دیگر می رود. او زمان های زیادی را در زندگی اش، در اتوبان ها، جاده ها و راه ها می گذراند. این رمان با آنکه دومین رمان جاشوا فریس است، اما از نظر فضاسازی و فرم رمان، شکلی مثال زدنی دارد و همین امر سبب شده تا فریس از همان نخستین تجربیاتش با تحسین خاص منتقدان روبه رو شود. فریس البته نویسنده ساده نویسی، به معنای متعارف آن، نیست و به خصوص در این کتاب، با انتخاب شخصیتی که درگیر بیماری ناشناخته و خاصی است، خود را به چالش کشیده است. مجله نیویورکر در سال ۲۰۱۰، فهرستی را منتشر کرد که در آن، نام بیست نفر از نویسندگان جوانی آورده شده بود که جامعه ی ادبی امریکا به آینده آن ها امیدوار بود و در این میان نام جاشوا فریس یکی از نام دارترینِ آن ها، به چشم می خورد.

کتاب بی نام نشر ماهی

بی نام

موجود
رقعی
2026

معرفی محصول

بی نام عنوان دومین رمان در پرونده ی ادبی جاشوا فریس، از نویسندگان نسل جدید امریکاست و داستان مردی است که به بیماری ناشناخته ی بی نامی مبتلا شده است. کنترل پاهای شخصیت اول این رمان از اختیار مغزش خارج شده و پاهایش گاهی خودبه خود راه می افتد و از شهری به شهری دیگر می رود. او زمان های زیادی را در زندگی اش، در اتوبان ها، جاده ها و راه ها می گذراند. این رمان با آنکه دومین رمان جاشوا فریس است، اما از نظر فضاسازی و فرم رمان، شکلی مثال زدنی دارد و همین امر سبب شده تا فریس از همان نخستین تجربیاتش با تحسین خاص منتقدان روبه رو شود. فریس البته نویسنده ساده نویسی، به معنای متعارف آن، نیست و به خصوص در این کتاب، با انتخاب شخصیتی که درگیر بیماری ناشناخته و خاصی است، خود را به چالش کشیده است. مجله نیویورکر در سال ۲۰۱۰، فهرستی را منتشر کرد که در آن، نام بیست نفر از نویسندگان جوانی آورده شده بود که جامعه ی ادبی امریکا به آینده آن ها امیدوار بود و در این میان نام جاشوا فریس یکی از نام دارترینِ آن ها، به چشم می خورد.
14% 680,000

584,800

بی نام نشر ماهی

اثر جاشوا فریس

مشخصات محصول

نویسنده
جاشوا فریس
ویرایش
-
مترجم
لیلا نصیری ها
صفحات
308 صفحه
انتشارات
وزن
283 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
2026
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

کمی بعد از بازگشت به ترایر و درست پیش از دعوت فرانک به شام، تیم برای ملاقات آر. اچ به زندان رفت. این کاری بود که واقعاً دلش می خواست از زیرش در برود و از طرفی مهم ترین کاری بود که بعد از دوران نقاهت باید انجام می داد. ملاقات خوشایندی از کار درنیامد. زندانی بدون کت و شلوار و کراوات پیرتر از سن و سالش نشان می داد. حرف چندانی نزد. آر. اچ مدتی طولانی پشت شیشه ی سیم کشی شده ای که آن ها را از هم جدا می کرد، ساکت نشست. سرهمی نارنجی با آستین های کوتاه به تن داشت. تیم موی دست هایش را دید، حلقه های پرپشت خاکستری رنگی که در سال های درازی که او را می شناخت، زیر کت وشلوارهای سفارشی پوشانده بودشان. این بی حفاظی کوچک قلب تیم را فشرد. تغییر چشمگیر دیگر موهای سر آر. اچ بود. رنگ مویش شسته شده بود و موهای خاکستری دلمرده ای به جا مانده بود. موهای کم پشتش مثل پرچم های لرزان گل در باد تکان تکان می خورد. آر. اچ با اکراهی شاهانه گوشی را برداشت، دم گوشش نگه داشت و با نگاهی مات به تیم خیره شد، به جلو خم شد و چیزی نگفت. تیم شروع کرد به حرف زدن. سعی می کرد بفهمد حرف هایش چه تأثیری بر آر. اچ می گذارند. نتیجه چندان دلگرم کننده نبود. آیا آر. اچ آن قدر عصبانی بود که راهی برای آرام کردنش وجود نداشت یا آنکه شرایط چنان ضربه ای بر او وارد کرده بود که دیگر نمی توانست ساده ترین آداب روابط انسانی را به جا آورد؟ به این نتیجه رسید که چاره ای ندارد جز اینکه از خیر جواب این سؤال ها بگذرد و خوددار باشد، با علم به اینکه این خودداری خودش یک جور مجازات است. تیم اعتراف کرد که جین بیمار نیست و هرگز هم نبوده. دروغ گفته بود که جین بیمار است تا بیماری خودش را مخفی کند. درست پیش از موعد دادگاه بیماری اش عود کرده بود و غرور بیش از حدش باعث شده بود به طور غریزی تصمیم بگیرد قضیه را لاپوشانی کند؛ غروری که به او می گفت هر نشانه ای از ضعفت را پنهان کن وگرنه کارت ساخته است. در اصل، گرچه قبلاً هم با این بیماری دست وپنجه نرم کرده بود، اما این بار از ته دل می ترسید؛ بله، می ترسید که آر. اچ را در لحظه ای حساس مأیوس کند؛ اما بیشتر از این می ترسید که زمام زندگی حرفه ای اش از دستش خارج شود. اول بابت خودش می ترسید و بعد بابت آر. اچ. حالا برای تیم مهم بود که به این موضوع اعتراف کند. آر. اچ انگار داشت با سکوت و نگاه خیره ی مرموزش توی شیشه دو تا سوراخ درست می کرد، سوراخ هایی که هر آن ممکن بود ازشان دود بلند شود. تیم گفت: «من یک راه دیگر هم داشتم: می توانستم همان اول خودم را کنار بکشم و همه ی تلاشم را بکنم که مایک کرونیش بتواند پرونده را به سرانجام برساند. به نظرت در این صورت تبرئه می شدی؟ نمی دانم. اگر مریض نشده بودم، می توانستم برایت حکم تبرئه بگیرم؟ زمانی فکر می کردم جواب این سؤال را می دانم؛ اما حقیقت این است که نمی دانم. یاد گرفته ام که دیگر از هیچ چیز مطمئن نباشم.» تیم اعتقاد داشت که آر. اچ بی گناه است، اما حالا به نظرش می رسید مرد آن سوی شیشه، با آن سکوتی که شبیه مجسمه های مومی اش کرده بود و آن چشم های سرد سنگی، می تواند قاتل باشد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک